تبليغاتX
ایران - پير شاليار يكي ديگه بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ایران

سرای کهن

پير شاليار يكي ديگه بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در چند سال گذشته گردشگري روستايي با محوريت آشنايي با آداب و رسوم، آيين ها، پوشش مردمان روستا، صنايع دستي و محيط بكر و طبيعت زيبا رو به گسترش است. در روستايي همچون اورامان تخت كه در پس كوه هاي بلند و طبيعت شگرف جايي كه با ميني بوس 2 ساعت از مريوان كه خود 3 ساعت از سنندج فاصله دارد فوجي از گردشگران گرد هم مي آيند. اين روستا يك هتل 20 اتاقه مناسب و رستوران مجهزي نيز دارد.  آيين پير شاليار در دشت هاي قرمز پوش شقايق و لاله واژگون و لباس محلي كردان آريايي اوراماني جادوگري مي كند.

سفر دشواري بود. ساعت 23 از تهران با يك اتوبوس به سمت سنندج حركت كرديم. صبحانه در سنندج و بازديد از مسجد جامع، خانه كرد و موزه سنندج تا 11 صبح به طول انجاميد. به سمت مريوان حركت كرديم و در مسير طبيعت سبز و قرمز همه را به هيجان آورده بود. به مريوان رسيديم و در هتل زريوار كه هتلي در نوع خود مجلل بود مستقر شديم. هتل داراي استخر و سونا هم بود، رستوران در طبقه   و مشرف به درياچه زريوار بود. اينگونه هتل در شهري همچون مريوان نشان از استقبال مسافران از آيين هاي كردان آريايي داشت.  مشابه چنين هتلي شايد در شمال خوزستان كه يادآور تاريخ عيلامي است وجود نداشته باشد ولي در كردستان همه چيز مهياي بازديد گردشگر است. عصر همان روز به درياچه زريوار رفتيم و از نواي دل انگيز دانش، پسر 14 ساله اورامي، و دف نوازي يكي از همسفرانمان لذت برديم. صبح روز جمعه ساعت 6 هتل را به مقصد روستاي اورامان تخت و بازديد از هدف اصلي سفر كه آيين كمساي پير شاليار بود ترك كرديم. مقبره پير شاليار پذيراي شايد به جرات بتوان گفت كه 4هزار نفر گردشگر و محقق و خبرنگار و عكاس از سراسر كشور بود. همه منتظر برگزاري آيين بودند. اما، حيف كه همه اين مردم به استهزا گرفته شدند. آييني در كار نبود. فردي يك ساعت سخنراني كرد. بي سروته. كلي ياوه گويي كرد تا اثبات كند كه پير شالبار مسلمان بوده نه زرتشتي.او از تريبون خود استفاده كرد تا بگويد همه شما كه به اينجا آمده ايد اشتباهي آمده ايد. پس از اتمام عرايض همه را به خدا سپرد. مراسم تمام شد. يعني ملتي رنج سفر را به خود خريدند تا يك ساعت سخنراني تند و سركوبگرانه را بشنوند. حال چه پير شاليار زرتشتي باشد و چه مسيحي يا كليمي يا مسلمان يا حتي سكولار، جاي اثبات آن در اين آيين نبود. چنين اثباتي به نظر من سوء استفاده ار تريبون بود. يعني گردشگري روستايي در اورامان تخت به هزل كشيده شد تا از اين پس اگر گردشگري مي خواهد اورامان را ببيند به دشت شقايق و رقص كردي و پوشش زنان و مردان آن مرز و بوم بيانديشد و نه به آيين كهن پير شاليار. چرا كه اين پير هم مانند خيلي هاي ديگر به تاريخ پيوست.

چرا بايد به هر نقطه اي كه از منظر گردشگري مورد تاكيد قرار مي گيرد و معروف مي شود و به لحاظ مادي و معنوي موجب رونق مي شود در يك لحظه و يك سخنراني به ابتزال كشيده شود. و نقش يك دافعه شديد را بازي كند. در اين مراسم آيا ناظر سازمان ميراث هم تشريف داشتند؟

به هر حال ما چند نفر راهنماي گردشگري كه مسافر را به هواي مراسم كمساي پيرشاليار به سفري دشوار برده بوديم خجلت زده از آنچه مسافر ديده بود رو به سمت مريوان بازگشتيم. در راه گروهي به رقص كردي مشغول بودند. در دل طبيعت اركستري بود و مردمي كه پايكوبي مي كردند. گروه ما نيز از آن بازديد كرد تا شايد به شادي اين مردان مرد آريايي در منطقه اورامان تلخي صبح و سخنراني را فراموش كنند. پس از آن به مريوان آمديم و با اتوبوس به سمت سنندج رفتيم. در راه از روستاي نگل و قران باستاني آن نيز بازديد كرديم. از سنندج نيز به تهران برگشتيم.

كاش مي شد دوباره در مراسم عروسي پيرشاليار هم گردشگر مي برديم ولي يك شبه، تفرقه در كمساي افتاد شايد اگر بهمن ماه برويم، عروسي او را  به سوگ بنشينيم. كه شايد فردي ديگر بيايد و بگويد او كلا مجرد بوده و در اين چند صد سال اشتباهي براي او عروسي گرفته ايد پس برويد در خانه خود بازي كنيد. به همين هجوي!!!

وقتي نگاهي كوتاه به كشورهاي ديگر مي اندازي، حلقه هاي مستحكم گردشگري باعث مي شود گردشگر بي اختيار برود ريال به دلار بدهد و از ديدني هاي كشور نوظهوري مانند مالزي بازديد كند يا كشوري كهن مانند تركيه. ولي حلقه هاي پوسيده جدا افتاده اركان گردشگري در كشور هزينه كرد يك ريال را نيز براي گردشگر داخلي و خارجي بدون توجيه جلوه مي دهد. تك تك اركان ها از آژانس گردشگري و سيستم حمل و تقل و خدمات درماني تا بحران هايي كه در محل سايت هاي گردشگري به سراعت مي آيند. صدها سال مراسمي بوده ولي امروز نيست. هتل 4 ستاره معمولي را به نام هتل 5 ستاره تاپ مي فروشند. راننده اتوبوس طرز برخورد نمي داند. ليدر آگاهي كامل ندارد. سازمان ميراث خود نمي داند كه چه بايد كند. مسافر مجروح را بايد ساعت ها به انواع بيمارستان ها ببري تا بلكه يكي رحم كند و به داد او برسد و و و و و و و و هاي بسيار و بسيار.

 ان شاء الله درست مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 9:18  توسط سعید فکری  |