آيين پير شاليار
پیرشالیار کیست ؟
پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زردشت بوده که در اورامان میزیسته است، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود. وي کتابی را به نام «مارفهتو پیرشالیار» (معرفت پیرشهریار) به لجههی کردی اورامی مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن به نظم درآورده است. نسخهی این کتاب اکنون کمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بردارند و در مواردی به جای ضرب المثل به کار میبرند. در این کتاب منظوم، بعد از هر دو بیت، بیتی تکرار شده است به این مضمون :
گوشت جه واتهي پيرشاليار بوو هوشت جه كياستهي زاناي سيميار بوو
(به گفته پيرشهريار گوش بده ، و براي درك نوشته زردشت دانا و هوشيار باش )
چندبند از آن منظومه :
داران گيانداران ، جهرگ و دل بهرگهن گايي پر بهرگهن گايي بي بهرگهن
كه رهگ جه هيلين ، هيلي جه كهرگهن رواس جه رواس ورگهن جه ورگهن
( درختان جان دارند ، جگر و دلشان برگ است ، گاهي پر برگ و گاهي بي برگند . مرغ از تحم است ، و تخم از مرغ روباه از روباه است و گرگ از گرگ)
وهوري وهوارو ، وهورهوهرينه وريسه ، بريو چوارسه رينه
كهرگي سياوه هيليش چهرمينه گوشلي مه مريو دوي درينه
( برفي مي باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پيدا ميكند ، ماكيان سياه ، تخمش سفيد است ،ديگچه كه سوراخ شد ، دودر پيدا مي كند )
می گویند صاحب كرامات بوده است. از جمله این كرامات عجیبی كه درباره او روایت می كنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است كه «پیر شالیار» او را شفا می دهد. ماجرا از این قرار بوده است كه «شاه بهار خاتون» كر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینكه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط كرده است كه هر كسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی كه نزدیك روستای «اورامان تخت» می رسند گوش های دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیكی های خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب می كند و سریع دیو از تنوره ای كه هم اكنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیك خانه «پیر شالیار» هست _ بر زمین می افتد و كشته می شود، در این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز می شود و شروع به صحبت كردن می كند.
موقعيت جغرافيايي
روستاي "اورامان تخت" از توابع شهرستان سروآباد در استان كردستان است.
پس از پشت سر گذاشتن کوه هاي سر به فلک کشيده کوسالان و اوالان و جاده هاي پر پيچ و خم روستايي است مانند ماسوله گيلان و اوشتبين آذربايجان كه پشت بام خانه اي، حياط خانه اي ديگر است. روستایی با قدمت چند صد ساله، با فرهنگ و آدابی كه یادگار دوران زرتشت است آیین اهوراستایی هنوز در حافظه تاریخی برخاسته از نیاكان مردم این منطقه، جای دارد و آن را پاس می دارند. در اعتقاداتشان «چینوت» و «صراط» یكی است و از آذر گداخته دوزخ یاد می كنند روستايي که مردم ميهمان نواز آن به لهجه شيرين اورامي سخن مي گويند و هنوز با پوشيدن لباس اصيل اورامي همانند "چوخه رانک"، "گيوه" و "پستک" به گذشته خود احترام مي گذارند
درباره مراسم
نيمه هاي زمستان و بهار هر سال آئيني در روستاي اورامان تخت کردستان برگزار مي شود که قدمت آن به چندين هزار سال گذشته باز مي گردد.
مراسم عروسي پير شاليار:
هر سال 40
روز بعد از آغاز زمستان، در روزهاي 15تا 20 بهمن ماه مراسم عروسي
پيرشاليار برگزار مي شود. اين مراسم هر سال در بهمنماه، در آغاز چله
كوچك، در سه مرحله و طي سه هفته انجام ميشود.
در
اولين هفته بهمنماه، گردوهايي كه از باغ پير شاليار چيده شده،
براي اهالي ارسال ميشود و به اين ترتيب اهالي از شروع مراسم با
خبر ميشوند.
در دومين مرحله مراسم، كه شب
چهارشنبه بعد آغاز ميشود بچههاي روستا پيش از طلوع آفتاب به پشت
بام ميروند و با خواندن اشعار و گرفتن هدايايي از اهالي، خبر از
برآمدن خورشيد و آغاز مراسم قرباني ميدهند. با طلوع اولين اشعه
آفتاب، نوبت ذبح گوسفندان و گاوهاي قرباني در بين اهالي، شب
هنگام همه مردان در خانه پير جمع شده، گروه گروه در جايگاه
مخصوص طايفه خود مينشينند و براي تبرك رشته تسبيح چوبين دانه
درشت و تخت گيوه به جاي مانده از پير را ميبوسند. سپس مراسم
نواختن دف و گفتن ذكر آغاز ميشود.
در سومين
جمعه بهمنماه، مردان نانهايي را كه به شكل قرصهاي طلايي رنگ
از آرد گندم و مغز بادام كوبيده تهيه شده و با گياهان خشك چون
ريحان و سياهدانه تزيين شده است، بر سر مزار پير شاليار ميبرند و
پس از جمع شدن بر سر مزار پير، نانها را روي هم ميريزند و آنها را
خرد كرده، با ماست بين حاضران تقسيم ميكنند.
به
نظر ميرسد اين مراسم كه هم زمان با جشن سده بر پا ميشود يادگار
روزگار پرستش مهر در اين سامان است. مراسمي كه در آن ايزد مهر
بركت بخشنده رادر چهلمين روز زايشش، در آن هنگام كه زمين آغاز به
دم زدن ميكند و گوسفندان بار بر زمين مينهند، ميستايد و با ريختن
خون قرباني ياد ايزد حامي دهقانان و توليدكنندگان را كه با كشتن
گاو باعث بركت كشت و دام و روييدن رستني و گياهان سودمند و خرمي و
شادي ما در زمين ميگردد، گرامي ميدارد و پيروان او در مهرابههاي
باستاني بقاياي متبرك را كه در شمعدان سنگي است بر سكوهاي چوبي
پاس ميدارند و جانشين او پيري است با كراماتي شبيه او.
مراسم كُمساي
در نيمه بهار نيز مراسمي با عنوان "کمساي" با حضور خيل عاشقان و دينداران برگزار مي شود.در مورد گذشته و تاريخ مراسم "کمساي" سندهاي فراواني موجود است که مستندترين آنها اين است که مردم اين منطقه در سالهاي قبل از اسلام با توجه به آغاز فصل بهار در محل زيارت پيرشاليار حاضر شده و با راز و نياز با خداوند متعال و دعاي خير براي سالي پر ازسلامتي و برکت راهي خانه باغ هاي خود شده اند و از آن زمان تا کنون مردم اين منطقه اين مراسم را هر چه باشکوه تر برگزار مي کنند. هر چند که معني واژه "کمساي" در منابع موجود به همکاري و مشورت باز مي گردد و به همين دليل عده اي نيز معتقدند کمساي براي نشان دادن تعاون و همکاري مردم هر ساله برگزار شده است. در اين مراسم که از ساعت 10 صبح آغاز مي شود همه مردم روستاي اورامان و روستاهاي نزديک آن در محل زيارتگاه پير شاليار حاضر شده و با دف نوازي و خواندن اوراد با خداي خود راز و نياز مي کنند. بعد از اين کار همه به ديدن عبادتگاه پيرشاليار مي روند و سپس بر روي قطعه سنگ صافي که در آن محل قرار دارد حضور يافته و به وسيله سنگ ريزه هاي فراوان سعي مي کنند که از سنگ موجود قطعه اي جدا کرده و به عنوان تبرک با خود به همراه داشته باشند زيرا معتقدند که وجود اين سنگ در خانه آنها باعث برکت و موفقيت خواهد شد. بعد از اين کار اکثر مردم روستا با پختن "پبراق" که در زبان فارسي آنها را "دلمه" مي نامند همه حاضران در محل را مهمان خود مي کنند هر چند که در گذشته اين غذا به وسيله يک گياه محلي به نام "پيچک" و بلغور ساخته مي شد ولي امروز "پيچک" جاي خود را به پياز و بلغور نيز جاي خود را به برنج داده است. بعد از صرف غذاي محلي همه افراد حاضر راهسپار مسجد شده و نماز جمعه را با شکوه خاصي در مسجد تاريخي روستاي اورامان که با شيوه اي هنرمندانه و با استفاده از وسايل محلي مرمت و بازسازي شده، به جاي مي آورند. در سال گذشته به دليل استقبال بيش از حد از اين مراسم و بنا به تصميم شوراي فرهنگ عمومي استان کردستان و تصويب کشوري آن روز 15 ارديبهشت در تقويم رسمي کشور به عنوان روز گردشگري استان نامگذاري شد.
مراسم کلاو روچنه با حضور کودکان برگزار می شود
کودکان
وظیفه تقسیم این گردوها در بین اهالی روستا را بر عهده دارند به نحوی که
کودکان روستای اورامان صبح چهارشنبه و قبل از طلوع آفتاب به گروه های سه
یا چهار نفری تقسیم شده و با حضور در درب منازل افراد و با درب زدن و گفتن
کلمه "کلاوروچنه" حضور خود در محل را اعلام می کنند و سپس صاحب خانه نیز
در قبال برداشت چند عدد گروه از کیسه کودکان به آنها تنقلات هدیه می دهد.
هر
ساله تعداد زیادی گوسفند که نذورات مردم برای پیر شالیار است در صبح روز
چهارشنبه قربانی میشوند که این دامها توسط اهالی و یا افرادی از
روستاهای دیگر در اواخر فصل پاییز برای متولی فرستاده میشود و او در فصل
زمستان از آن دامها نگهداری کرده در روز جشن همه آنها را قربانی میکنند.
تعداد گوسفندان قربانی شده گاه به 70 تا 80 راس نیز میرسد و گوشتهای
قربانی را بین اهالی تقسیم کرده و با مقداری از آن نوعی آش به نام
«ولوشین» تهیه میکنند و روز برگزاری مراسم آن آش نیز بین اهالی تقسیم
میشود. مراسم در عصر روز پنجشنبه با شرکت اهالی روستا و افرادی از
روستاها و شهرهای اطراف برگزار میشود این مراسم توام با برپایی سماع
عرفانی به شکل دستهجمعی و نواختن دف است.



