وقایع نگاری سلسله ی ساسانی (قسمت سوم- یزدگرد اول تا پایان حکومت قباد)
سلطنت با اقتدار شاپور دوم با سلطنت های بی روح و کم دوام جانشینانش باز رو به افول گروید. اردشیر دوم برادر شاپور در سال 397 به مدت 4 سال بر تخت نشست. بعد از او شاپور سوم پسر شاپور دوم تا 388 حکومت کرد و تنها کاری که توانست انجام دهد نیمی از ارمنستان را به روم داد..
یزدگرد اول:
در سال 399 یزدگرد اول که خود را صلح جو می خواند پادشاه شد. در زمان وی روم اوضاع نابسامانی داشت و اگر یزدگرد تمایل به کشورگشایی داشت روم در مقابل او زانو می زد. اما صلح جویی وی به حدی بود که آرکادیوس امپراتور روم در وصیت نامه رسمی خود قیمومیت فرزند خردسال خود تئودوسیوس را به یزدگرد سپرد. یزدگرد هم از او مراقبت کرد و با عیسویان هم تسامح نسبی داشت. در آغاز حکوکت، وی به روئسای عیسویان با محبت رقتار کرد اما وقتی زیاده طلبی های و بی احترامی ایشان نسبت به آتشکده را دید به تنبیه آنان پرداخت. او به موبدان نیز تا جایی که دخالتی در امور دولتی نداشتند احترام می گذاشت. او 21 سال سلطنت کرد و در پایان عوام او را ضد مسیحیت و آتشگاه می دانستند. سال 420 به مرگ مرموزی درگذشت.
بهرام پنجم: بهرام گور
ولیعهد یزدگرد بهرام بود. بهرام بخشی از کودکی خود را در حیره نزد نعمان پروش یافت. او مهارت در سوارکاری و تیراندازی را در آنجا یاد گرفت. به شکار و سعر و موسیقی هم علاقه وافری داشت. پس از سلطنت نیز شکار دوستی و عشرت طلبی بخشی از زمان او را می گرفت. همین طبع بی آرامی و چالاکی بی سابقه اش باعث شد او را بهرام گور بخوانند.
جنگ ها:
او در ابتدا به ساماندهی شرق پرداخت و بعد به جنگ روم رفت. 2 سال جنگ بی نتیجه بود و دوباره معاهده صلح بین آنان برقرارشد. وی توانست ارمنستان را دوباره به ایران ملحق کند.
بهرام گور به مرگ طبیعی در 438 درگذشت.
یزدگرد دوم:
او بعد از پدر بر تخت نشست و در ابتدا به مرزهای بیزانس حمله کرد. این جنگ هم به صلح کشیده شد. در مقابل ارمنستان هم ایستاد و از طغیان آنها جلوگیری کرد.
او هم پس از 19 سال حکومت در سال 457 درگذشت.
هرمزد سوم: 459-457
پس از یزدگرد دوم پسر کوچکترش هرمزد به سلطنت نشست. اما پسر بزرگترش پیروز مدعی شد و در نهایت توانست پشتیبانی بزرگان و سپاه را بدست آورد و پس از دو سال سلطنت هرمزد او را اسیر کند و خود به جای او نشیند.
پیروز:
سلطنت 25 ساله پیروز تقریبا با گرفتاریها توام بود. مشکل عمده پیروز در ابتدا قحطی 7 ساله بود. و بعد از آن هجوم دشمن. طوایف هفطال که در آن ایام به نواحی طخارستان و کوشان رسیده بودند، کیداریان را از آن حدود به حوالی رخج و بلوچستان رانده بودند. این اقوام موج تازه ای از خیون ها (هون های سفید) بودند که مرزهای شرقی را تهدید می کردند. در آن زمان بیزانس نیز خود گرفتار دشواریهای داخلی و حمله هون های غربی بود. پیروز در سال 484 در جنگ با هفطال ها شکست خورد و درون خندق افتاد و مرد.
بلاش:
در 484 بلاش با غلبه بر برادرزاه خود زریر به کمک زرمهر و واهان سردار ارمنی به تخت نشست. وی با عیسویان مدارا و سلوک می کرد و در مورد مسیحیان ارمنستان تسامح قابل ملاحظه ای داشت. نجبای لشگری بدان سبب که خزانه وی قادر به پرداخت مواجب لشکر نبود و روحانیون و موبدان به سبب تسامح دینی و بی مبالاتی وی در مراسم مذهبی از او ناراضی شدند. سلطنت وی 4 سال به طول انجامید.
کواذ اول: قباد
در سال 488 قباد بر تخت نشست. و در اولین حرکت به تنبیه اقوام خزر پرداخت. مزدک در زمان قباد به تبلیغ آیین خود پرداخت. حمایت از مزدک منجر به کودتا علیه او شد و سلطنت به برادر زاده اش جاماسپ در 496 رسید و قباد را به دژ انوشبرد، دژ فراموشی، تبعید کردند. ولی قباد از زندان گریخت و توانست برای بار دوم در سال 498 با خاتمه دادن به حکومت دو ساله جاماسپ بر تخت نشیند. او به روم حمله کرد (502) و ارزروم و دیار بکیر را فتح کرد. روم تقاضای صلح کرد و در قبال پرداخت مبلغی دیار بکیر را باز پس گرفت(506). جنگ مجدد ایران و روم دوباره در گرفت و مذاکرات صلح 525 به نتیجه نرسید.
در 529 مزدک و برخی یارانش پس از مناظره و شکست از پیش تعیین شده با موبدان به قتل رسیدند.
در سال 530 و 531 دو بار لشکر روم از ایران شکست خورد.
قباد در سال 531 در سن 82 سالگی در گذشت و سلطنت او با سالهایی که جاماسپ خود را پادشاه می دانست 43 سال به طول انجامید.