تبليغاتX
ایران

ایران

سرای کهن

آيين پير شاليار

Image and video hosting by TinyPic 

پیرشالیار کیست ؟

پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زردشت بوده که در اورامان می‌زیسته است، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود. وي کتابی را به نام «مارفه‌تو پیرشالیار» (‌معرفت پیرشهریار) به لجهه­ی کردی اورامی مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن به نظم درآورده است. نسخه­ی این کتاب اکنون کمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بردارند و در مواردی به جای ضرب المثل به کار می­برند. در این کتاب منظوم، بعد از هر دو بیت، بیتی تکرار شده است به این مضمون :

گوشت جه‌ واته‌ي پيرشاليار بوو    هوشت جه كياسته‌ي زاناي سيميار بوو

(‌به گفته پيرشهريار گوش بده ، و براي درك نوشته‌ زردشت دانا و هوشيار باش )

چندبند از آن منظومه :

داران گيان‌داران ، جه‌رگ و دل به‌رگه‌ن     گايي پر به‌رگه‌ن گايي بي به‌رگه‌ن

كه ره‌گ جه ‌هيلين ، هيلي جه كه‌رگه‌ن      رواس جه رواس ورگه‌ن جه ورگه‌ن

( درختان جان دارند ،‌ جگر و دلشان برگ است ، گاهي پر برگ و گاهي بي برگند . مرغ از تحم است ، و تخم از مرغ  روباه از روباه است و گرگ از گرگ)

وه‌وري  وه‌وارو ، وه‌وره‌وه‌رينه     وريسه  ، بريو چوارسه رينه

كه‌رگي سياوه هيليش چه‌رمينه    گوشلي مه مريو دوي درينه

( برفي مي باره كه برف خوره است ، و رسن كه پاره شود چهارسر پيدا مي‌كند ، ماكيان سياه ، تخمش سفيد است ،‌ديگچه كه سوراخ شد ، دودر پيدا مي كند )



ادامه مطلب را اينجا بخوانيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 9:40  توسط سعید فکری  |