باران

آه باران باران
باران تر می کندکوله بار خاطراتم را
تا بپیچد عطر یاد تو
در شب کوچه های تنهایی
تا بشمرم لحظه های با تو بودن را


در گاه شمار تیک و تاک قدم هایم
و محو شوم در خیال
در گذر از ثانیه ها
آه چقدر دلم عاشقانه می خواهد
چقدر بی تاب شده ام
که هر تیک را در انتظار تاک ام و
از تاک جز شراب نخواهم و
از شراب جز خاطره لب های تو
چه دلگیرم
از غروب با تو بودن
که می ریسد ترانه بدرود را
آه باران
ببار
دلم عطر یار می خواهد.

رم بهمن 1392

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *